____[The Forbidden Crossing]____
تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁵⁴
-خب پیتزا چطوره؟
+اوکیه
آستینای نداشتمو بالا زدمو سمت یخچال رفتم
مواد لازم رو برداشتم
آرد رو روی تخته ریختم و آب هم اضافه کردم و ورزش دادم
با خودم میگفتم
هوففف چه گوهی خوردممم
توی تمام مدت کوک چهارچشمی تمام حرکاتمو زیر نظر گرفته بود..
دیگه رفته بود رو اعصابم و گفتم:
-گم میشی بیرون یا نه؟
+چرا؟ میترسی خراب کنی؟
-اوففف اصلا همینجا باش
خمیرم آماده شد و سس گوجه رو روش ریختم
بعدم گوشت های چرخ کرده سرخ شده رو اضافه کردم
بعدم روش سوسیس های لایه لایه اضافه کردم
و مخلفاتش و در نهایت هم پنیر پیتزا ریختم
+قارچ چی پس؟
-من قارچ دوست ندارم
+واقعا تو هیچی تفاهم نداریم
-برای اولین بار باهات موافقم
پیتزا رو توی فر گذاشتم و روی یکی از صندلی ها ولو شدم
-حال کردی درست کردم؟
+حال کردی ازت کار کشیدم؟
مثل برق گرفته ها روی صندلی سیخ نشستم و گفتم:
-چییییی؟
+خب حال داد با استفاده از غرورت با انتخاب خودت کار کردی
-به خدا میکشتم
+به شرط اینکه منو بگیری
و بعد با تمام سرعتش دویید منم دنبالش دوییدم
کل خونه پر شده بود از صدای خنده و دویدن ما
اولش چند بار دور مبل دویید و دنبالش کردم
+لعنتی چرا اینقدر تندیی؟
-احمق خان من توی تیم دوی میدانی استانی بودممم مدالام رو نیاوردم وگرنه میکردم تو چشماتت
یه بار میرفت تو حیاط و دوباره برمیگشت
همینطور همو دنبال میکردیم
تا اینکه اون یه طرف مبل بود و منم اون طرفش
نفس هر دومون بند اومده بود
-گ...گرفتمت
+نه هنوز
و دوباره دور مبل چرخید
و بعد وقتی حسابی بهش نزدیک شدم دستمو به لباسش گرفتم پام پشت مبل گیر کرد و افتادم روی مبل
و چون لباس اونو گرفته اونم افتاد روم
.......
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
-خب پیتزا چطوره؟
+اوکیه
آستینای نداشتمو بالا زدمو سمت یخچال رفتم
مواد لازم رو برداشتم
آرد رو روی تخته ریختم و آب هم اضافه کردم و ورزش دادم
با خودم میگفتم
هوففف چه گوهی خوردممم
توی تمام مدت کوک چهارچشمی تمام حرکاتمو زیر نظر گرفته بود..
دیگه رفته بود رو اعصابم و گفتم:
-گم میشی بیرون یا نه؟
+چرا؟ میترسی خراب کنی؟
-اوففف اصلا همینجا باش
خمیرم آماده شد و سس گوجه رو روش ریختم
بعدم گوشت های چرخ کرده سرخ شده رو اضافه کردم
بعدم روش سوسیس های لایه لایه اضافه کردم
و مخلفاتش و در نهایت هم پنیر پیتزا ریختم
+قارچ چی پس؟
-من قارچ دوست ندارم
+واقعا تو هیچی تفاهم نداریم
-برای اولین بار باهات موافقم
پیتزا رو توی فر گذاشتم و روی یکی از صندلی ها ولو شدم
-حال کردی درست کردم؟
+حال کردی ازت کار کشیدم؟
مثل برق گرفته ها روی صندلی سیخ نشستم و گفتم:
-چییییی؟
+خب حال داد با استفاده از غرورت با انتخاب خودت کار کردی
-به خدا میکشتم
+به شرط اینکه منو بگیری
و بعد با تمام سرعتش دویید منم دنبالش دوییدم
کل خونه پر شده بود از صدای خنده و دویدن ما
اولش چند بار دور مبل دویید و دنبالش کردم
+لعنتی چرا اینقدر تندیی؟
-احمق خان من توی تیم دوی میدانی استانی بودممم مدالام رو نیاوردم وگرنه میکردم تو چشماتت
یه بار میرفت تو حیاط و دوباره برمیگشت
همینطور همو دنبال میکردیم
تا اینکه اون یه طرف مبل بود و منم اون طرفش
نفس هر دومون بند اومده بود
-گ...گرفتمت
+نه هنوز
و دوباره دور مبل چرخید
و بعد وقتی حسابی بهش نزدیک شدم دستمو به لباسش گرفتم پام پشت مبل گیر کرد و افتادم روی مبل
و چون لباس اونو گرفته اونم افتاد روم
.......
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
- ۹.۴k
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط